کتاب سبک زندگی 2

  تاریخ: 
1396/07/27
زمان:  
438

مقدمه
زندگي شبيه درياي بي‌كراني است كه عمق و پهناي بي‌نظير دارد و زيبائيها و زشتي‌ها در آن تجمّع يافته است. كساني كه بخواهند از زيبائيهاي حيات استفاده كنند و زشتي‌ها را از خود دور نمائيد بايد غواصّي بلد باشند. اين مهارت كه مي‌توان از آن به عنوان «تراكم همه مهارتهاي زندگي» نام برد چند توانايي عمده را در بر مي‌گيرد.

از جملة آنها مهارت تفكّر است. بدون ترديد هدف زندگي از طريق انديشيدن قابل فهم است و حركت به سوي هدف متعالي نيز به وسيله اين سرماية فطري الهي امكان‌پذير است.

معنويّت ناشي از عبوديّت خداي يكتا قابليّت ديگري است كه در تلاطم و طوفان درياي بي‌كران حيات آدمي را نجات مي‌دهد. با اين كه عقل نعمت بي‌بديل است ليكن بدون ياري گرفتن از عبوديّت در خيلي از عرصه‌هاي حيات ناقص و ناتوان است. به هيمن دليل با اين كه خداي بزرگ به بنده‌اش نعمت عقل عطا نموده ولي برنامه وحي را نيز از طريق انبياي عظام براي او مقدرّ و مقرّر فرموده است. چنانچه عقل خود را از وحي بي‌نياز ببيند، توانايي خود را به درستي نديده و به «خودزني» متبلا می شود. با اين كه عقل راه رستگاري را به آدمي نشان مي‌دهد، خودش نيز به «راه بلد» ديگر محتاج است. راه بلد حركت عقل، وحي است و اوست كه به دليل اتصّال به منبع لايزال و علم مطلق، ظاهر و باطن را مي‌بيند و خطرات راه پر پيچ و خم زندگي را به انسان مي‌نماياند.

عواطف و احساسات، بعد سوّم قابليّت‌هاي آدمي است. بين مخلوقات الهي تنها انسان است كه سرشت او را با مجموعه‌اي از حّب و بغض‌ها، عشق و تنّفر‌ها و خواستن‌ها و نخواستن‌ها درآميخته‌اند. اين سرمايه به منزلة كشتي روي درياي زندگي است كه لذّت و آرامش حقيقي و دنياي پر راز و رمز گرايشات و تمايلات گوناگون انساني در آن نصيب آدمي مي‌شود و اگر غرق شود، اَلَم و در درد و رنج‌هاي فراوان بر انسان مسلّط مي‌نمايد. اين كشتي به ملوان ماهر محتاج است كه آن را طوري هدايت كند كه تلاطم و طوفان اين دريا نيز برای آدم‌ها زيبا جلوه كند و هر يك از صحنه‌هاي حوادث مختلف آئينه‌ جمال و جلال الهي شود. ناخداي اين كشتي عاطفه، پروردگار هستي است كه هم عواطف را آفريد و هم به ظرفيّت حقيقي آن علم مطلق دارد. اوست كه مي‌تواند راه بهره‌گيري انساني از عواطف و احساسات را به بنده‌اش بياموزد آن را به منبع لذّت‌بخش زيبائيهاي معنوي تبديل كند.

گرايش به زندگي اجتماعي، جنبة ديگر سرمايه‌هاي فطري و خدادادي است. از طريق اين تمايل است كه انسان به ارتباطات اجتماعي علاقه‌مند مي‌شود و با پيوستن به خيل عظيم جامعة بشري عرصة وسيع براي ظهور توانائيهايش فرصت و شرايط مناسب به دست مي‌آورد. بدون شك زندگي اجتماعي از عوامل اصلي بروز و ظهور انسانيت انسان محسوب مي‌گردد.

در برابر ابعاد فطري و انساني، جنبه‌هاي حيواني و طبيعي انسان قرار دارد. از اين جهت با ساير حيوانات تفاوت چنداني ندارد و تنها تفاوت آن است كه چنانچه بعد حيواني او رها شود خطرات و خسرانهاي فراوان براي فرد و جامعه‌ به جا مي‌گذارد. تنها طريق و وسيله كنترلي و تعديل عزايز و شهوات، هدايت و تربيت الهي است كه به وسيله انبياي الهي و نهايتاً از سوي رهبران معصوم و صلحاي پيرو آنها طرح و اجرا مي‌گردد. نكتة ظريف و قابل توّجه اين‌جاست كه عقل و علم به عنوان دو سرمايه اساسي و مهم براي كنترل جنبه‌هاي طبيعي آدمي كافي نمي‌باشند.. اگر علم به سردار و سالار حيات انسان تبديل شود و همه اختيارات را به دست گيرد، زندگي مطلوب نخواهد شد. شاهد مثال اين حرف، تعداد بسيار زياد عالماني است كه راه گم كرده‌اند. اگرقرار بود صرفاً علم و يا عقل براي رستگاري آدمي كفايت كند خداوند برنامه الهي در قالب اديان را براي بشر تعيين و تقدير نمي‌فرمود و همه چيز را به توانائيهاي بشر موكول مي‌فرمود. با توّجه به مجموع مباحث مي‌توان اين نتيجه را گرفت كه زندگي كردن به شيوه صحيح و انساني يك هنر بزرگ است كه با رعايت و اجراي اصول و روش‌هاي گوناگون به دست مي‌آيد. قواعد كلي و راهبردهاي اصلي در شريعت اسلام معين شده است و طراحي برنامه‌ها و طرح‌هاي خُرد در موقعيّت‌هاي گوناگون حيات به انسان واگذار شده است. اين مهّم وقتي عملي مي‌شود كه از روش‌هاي عقلاني و يافته‌هاي علمي به نحو مطلوب بهره‌برداري شود. مجموعه ای كه پيش رو داريد به قصد ياري به افراد در تشخيص و مديريّت مسايل و امور زندگي تأليف شده است. بديهي است كه امور زندگي فراخ است ولي در اين مجموعه به ابعادي از آن پرداخته شده است. در قسمت های بعدي جنبه‌هاي ديگري از اين موضوع وسيع بررسي خواهد گرديد.

مولف: حسن ملکی